|
قلب صبور |
|
|
به نام عشق به نام خدا خالق انسان به نام انسان خالق غم ها به نام غم ها بوجد آورنده ي اشكها به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان 

+ نوشته شده در ساعت توسط محمدرضا و نازنین |
چه کنم: نيست شوقی که زبان باز کنم،از چه بخوانم؟ من که منفور زمانم، چه بخوانم چه نخوانم چه بگويم سخن از شهد، که زهر است به کامم وای از مشت ستمگر که بکوبيده دهانم نيست غمخوار مرا در همه دنيا که بنازم چه بگريم، چه بخندم، چه بميرم، چه بمانم دوباره دلم برات تنگ شده دوباره دلم پر از غم شده دلم توی سینه برات پرپر شده وجودم بی تو بی معنی شده زندگی بی تو خیلی سخت شده دلم از عشق تو دیوونه شده در وصف تو جمله ها تموم شده از تو خوندن خیلی مشکل شده دلم دیوو نه ی اون روی ماهت شده فاصله بین ما خیلی زیاده ولی من میام پیش تو با پای پیاده عشق من بمون تا ته جاده زندگی من بی تو یه سرابه تموم دنیارومیگردم باپای پیاده تا برسم به تو خیلی عاشقانه زندگیم با تو همیشه قشنگه دنیام با تو همیشه رنگارنگه عاشقه تو بودن خیلی عالیه شایسته ی تو بودن کار مهالیه دیوونه ی تو شدن خیلی کمه واسه تو مردن خیلی بهتره تورو دوست داشتن خیلی خوبه عاشق تو شدن خیلی خوبه عاشقت بودن عشق منه اینو قلبم فریاد می زنه دنیا دیگه مثل تو نداره واسه عشق تو شغل من گداییه همه ی ترس من توی زندگی بی وفاییه مرگ تنها راه برای جداییه آخه عشق من و تو عشق خداییه تو رو داشتن آرزوی محالیه عاشق تو بودن هم عجب حالیه وقتی نیستی خونه ی دلم خالیه اما بدون عشقت توی دلم همیشه باقیه باز ثانیه ها نشون از جداییه فاصله ها پر از صفت بی وفاییه با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش... ببین که چشم عاشق، داره ستاره میشماره به انتظار چشمات، هر شب داره می باره میخواد که فریاد بزنه که دل چه بی قراره نمیتونه، نمیشه..آخه عشق که صدا نداره.. ای کاش کودک بودم تا احساست کنم،ای کاش باران بودم تا غبار را از دلت دور کنم،ای کاش دوتار بودم تا ساز مورد علاقه ات را بنوازم،اماافسوس که نه کودکم نه بارانم نه دو تارم؛اما هر جور هستم عاشقانه و صادقانه هستم و دوستت دارم... Love مخفف عبارات: خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم. خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم...بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن...ميخواهم با تو گريه كنم...خسته شدم بس كه...تنها گريه كردم... ميخواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم... غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست غنچه آن روز ندانست که این گریه ز چیست ! باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل گریه باغ فزون تر شد و چون ابر گریست باغبان آمد و یک یک همه گلها را چید باغ عریان شد و دیدند که از گل خالی است باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل ؟! گفت : پژمردگی اش را نتوانم نگریست من اگر ز روی هر شاخه نچینم گل را چه به گلزار و چه گلدان دگر عمرش فانی است همه محکوم به مرگند چه انسان ، چه گیاه این چنین است همه کاره جهان تا باقی است !!! گریه ی باغ از آن بود که او میدانست غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست !! رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود می رود عمر ولی خنده به لب باید زیست هفت نصيحت مولانا: گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) اگركسي اشتباه كرد آن رابپوشان (مثل شب) وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه) به نام خدایی که غفور است و رحیم زندگی بی تو عذابی است وخیم تقدیم به امید زندگانی ام،تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت . تقدیم به تو ای خیال من،ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من، تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم. تقدیم به تو که یادت از فکر من ،عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست . میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم. می دانی چرا؟ چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید . پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری . بنابراین: هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران. ای عشق من ،ای عزیزترینم: چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی . پس: برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است. بنابراین: قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد : عاشقانه دوستت بدارم . 

Lake of sorrow(دریاچه ی غم)،
Ocean of tears(اقیانوس اشک)،
Valley of death(دره مرگ)،
End of life(آخر زندگی)!


+ نوشته شده در ساعت توسط محمدرضا و نازنین |
به نام حق خدايا، چرا بازاين سرنوشت چنين روزگاري به پايم نوشت من خاكي از خاك نيكو سرشت رسيدم به دوزخ به جاي بهشت خدايا، از اينها رهايم كن تو صبر خدايي عطايم بكن![]()
![]()
+ نوشته شده در ساعت توسط محمدرضا و نازنین |